مانع شهادت
هر دفعه که سید کاظم به جبهه می رفت، خانواده برای حفظ سلامتی او گوسفندی قربانی می کرد. آخرین بار که به مرخصی آمده بود، با ناراحتی گفت: راضی نیستم برایم قربانی کنید، قربانی کردن شما، مانع شهادت من است. هنگام رفتن به جبهه همه او را در آغوش گرفتیم و بوسیدیم و برای سلامتی همه رزمندگان اسلام دعا کردیم و آن بار قربانی نکردیم و او در این سفر به شهادت رسید.
